تبلیغات
&*((یار تنها))*&
&*((یار تنها))*&
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام به دوستان خوب و عزیزم که منو مورد لطف خودتون قرار میدین و مطالب این وبلاگ هرچند ناچیز و میخونید .امیدوارم که استفاده ببرید و حتما نظر بدید حتماااااااااااااااااااااااااا

مدیر وبلاگ : محمد محسن
نویسندگان
همه ما همسرمان را دوست داریم و دلمان برایش تنگ می‌شود و گفتن این به او یک راه عالی برای ابراز محبتمان است، اما نه تنها راه.
 
بعد از مدتی «دوستت دارم» و «دلم برات تنگ شده» کهنه و قدیمی می‌شود و دیگر مفهوم خود را برای همسرمان از دست می‌دهد.
 
خوشبختانه شما برای ابراز محبت فقط محدود به این دو جمله نیستید. راه‌های مفرح‌تر و جالب‌تر دیگری هم وجود دارد که بتوانید یک زن را تحسین کنید و به او بگویید که چقدر برایتان ارزش دارد.
 
ازاینرو، اینجا ۱۰ روش برای ابراز محبت به شما پیشنهاد می‌کنیم که قلب او را لمس کرده و شما را به جذاب‌ترین مرد روی زمین برای او تبدیل می‌کند.
 

 
۱. نمی‌تونم بهت فکر نکنم.

 
این تحسین مخصوصاً در مکالمات از راه دور بسیار موثر است. این جمله در واقع به او می‌فهماند که چقدر دلتنگش هستید. نیازی نیست که بارها و بارها جمله «دلم برات تنگ شده» را تکرار کنید تا این را بفهمد. همین یک خط همه چیز را تمام می‌کند.
 
می‌توانید آن را کمی طولانی‌تر کرده و بگویید، «با من چیکار کردی؟ نمیتونم بهت فکر نکنم.»

 
 
۲. خیلی من رو تحریک می‌کنی.

 
گفتن این جمله با صدایی گرم و نگاه کردن به چشمان همسرتان بهترین تحسینی است که یک زن می تواند بشنود. مخصوصاً اگر بتوانید «کی» و «چرا»ی آن را برایش توضیح دهید که هیجان‌زده‌ترش می‌کند.
 
مثلاً می‌توانید به او بگویید، «وقتی اینطوری نگام میکنی، خیلی تحریکم میکنی.» یا «با این لباس خیلی تحریکم می‌کنی» یا کمی بازیگوشانه‌تر بگویید، «وقتی این موقع روز بهم زنگ میزنی، خیلی تحریکم میکنی» تا باعث شوید بیشتر به شما زنگ بزند.
 

 
۳. با تو احساس مردانگیم چندبرابر میشه.

 
با گفتن این نشان می‌دهید که زنانگی او را می‌فهمید و به او این حس را می‌دهید که همسر شما بودن را خیلی خوب انجام می‌دهد.
مطمئنم اگر شما هم از او بشنوید که «تو به من احساس زن بودن می‌دهی» احساس فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کنید.
 

 
۴. چقدر خوش‌شانسم که تو توی زندگیمی.


 

نمی‌دانید شنیدن این از کسی که عاشقش هستید چه حسی دارد. این یک راه بسیار زیبا برای این است که به او نشان دهید تا چه اندازه برایتان ارزش دارد.
این تحسین را می‌توانید بیشتر استفاده کنید، هربار که کار خوبی برایتان انجام می‌دهد، وقتی در جمعی هستید و او حرف قشنگی درمورد شما می‌زند، وقتی با هم خوش می‌گذرانید.

 
 
۵. تو دیوونم میکنی.

 
این تحسین اگر با لحن درست گفته شود، دقیقاً این مفهوم را می‌رساند که او شما را دیوانه خودش کرده است. با بودن او حس می‌کنید عاشق و زنده‌اید. و اگر اینطور است، حتماً این را به او بگویید. 

 
 
۶. واقعاً تحسین‌برانگیزی.

 
این شیرین‌ترین تحسینی نیست که بتوان به یک زن گفت؟ فکر می‌کنم اینطور باشد. مطمئناً نظر همسرتان هم همین است.
 
پس برای گفتن آن خجالت نکشید. و البته در زمان درست مثل وقتی که لبخند خجالتی روی صورت او می‌بینید یا وقتی چیزی عالی برایتان آماده کرده است این کار را بکنید.
 
با این تحسین، به او حس شاهزاده بودن بدهید.

 
 
۷. هیچکس به اندازه تو خوشحالم نمیکنه.

 
با این تحسین، او را با زنان دیگری که قبلاً در زندگیتان بوده‌اند مقایسه کرده و او را بالاتر از آنها می‌برید. و واقعیت این است که زنان حس رقابت بسیار قوی بین خودشان دارند، به همین دلیل اگر به او بگویید که او بهترین همسر برای شما بوده است، یک تحسین بزرگ برای او قلمداد می‌شود. 

 
 
۸. تو شیرین‌تری دختری هستی که تابحال دیدم.

 
این هم یک راه آسان دیگر برای اینکه به او احساس خاص بودن بدهید. این تعریف کردن اگر در زمان مناسب و با لحن و صدایی آرام و گرم گفته شود، بسیار اثرگذار خواهد بود.
 
این را هم درست مثل «من خیلی خوش‌شانس هستم که تو رو دارم» می‌توانید بیشتر استفاده کنید تا به او یادآور شوید که چقدر تحسینش می‌کنید.
 
همچنین تحسینی مثل این را می‌توانید برای تشویق او در کاری که خوب انجام داده است، استفاده کنید. 
 

 
۹. تو واقعاً ایدآلی!

 
برای مناسبت های خاص می‌توانید با یک علامت تعجب بزرگ به او بگویید «خدای من، تو واقعاً ایدآلی، هیچ چیز کم نداری!»
 
با اینکار به او نشان می‌دهید که هر کاری که انجام داده است تاثیر پررنگی روی شما داشته و شما می‌دانید چطور باید یک زن خوب را تحسین کنید.
 
اما دقت کنید که زیاد از حد از این جمله استفاده نکنید چون ممکن است آن را جدی بگیرد!

 
 
۱۰. خواهش میکنم اینقدر دوست‌داشتنی نباش.

 
و آخر اینکه، این یکی از محبوب‌ترین راه‌ها برای سربه‌سر گذاشتن و تحسین کردن او در آن واحد است. این یک راه مفرح و بازیگوشانه است که به یک مکالمه عادی، کمی محبت اضافه می‌کند.
 
خوب حالا ۱۰ روش برای ابراز محبت به همسرتان بلد هستید که به او احساس دوست‌داشتنی‌ و خاص بودن بدهید. یکبار دیگر آنها را مرور کنید و به خاطر بسپارید و سر وقت مناسب آنها را یکی‌یکی استفاده کنید. مطمئن باشید با این کارتان عاشقتان خواهد ماند.
 

 
هشدار!

 
ولی یک چیز باید روشن شود. همان اندازه که دوست داریم همسرمان احساس دوست داشته شدن کند، به همان اندازه نباید در این کار افراط کنیم. محبت مثل غذا می‌ماند. اگر بیش‌ازاندازه به او غذا بدهید، معده او درد خواهد گرفت. اگر او را محبت‌باران کنید، نادیده‌تان خواهد گرفت و لذتی هم از این کار شما نخواهد برد.
 
بنابراین بروید و همسرتان را خوشحال کنید اما افراط نکنید.





نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 آبان 1394
شکی نیست که شرایط مالی مناسب و حمایت والدین می‌توانند نقش به‌سزایی در پیشرفت و موفقیت افراد داشته باشند. نمونه‌ی افراد موفقی که از همان کودکی هم از وضع مالی مناسب و حمایت والدین برخوردار بوده‌اند (مانند بیل گیتس) زیاد است؛ اما در ادامه با ۱۸ نفری آشنا خواهیم شد که ثابت کرده‌اند مسیر موفقیت همیشه هم مستقیم و هموار نیست. با ما همراه باشید.
 
شاید با نگاه به افراد موفق و تاثیرگذار با خود بگوییم که شرایط نابرابر موجب پیشرفت آن‌ها شده‌ است و اگر شرایط طور دیگری رقم می‌خورد، چه بسا الان ما جای آن‌ها نشسته بودیم. اما بسیاری از موفق‌ترین افراد دنیا دوران کودکی و نوجوانی معمولی و یا سختی را گذرانده و برای کسب درآمد دست به انجام کارهای عجیبی زده‌اند. در ادامه با  اولین مشاغل باورنکردی ۱۸ نفر از موفق‌ترین و تأثیرگذارترین افراد دنیا آشنا می‌شویم.

 

مارک کوبان کیسه زباله می‌فروخت

mark cuban sold garbage bags

مارک کوبان، کار آفرین و مالک تیم بسکتبال دالاس ماوریکس، در کودکی  یک جفت کفش گران قیمت اسنیکرز از پدرش درخواست می‌کند. پدرش در پاسخ به او می‌گوید که اگر کفش‌ها را می‌خواهی، باید برای خودت کاری دست و پا کرده و با پول خودت آن‌ها را بخری. او هم به توصیه‌ی پدر گوش کرده و رو به فروش کیسه‌ زباله به صورت خانه به خانه می‌آورد.

کوبان که در آن زمان ۱۲ سال سن بیشتر نداشت، با راهنمایی دوست پدرش کیسه‌های زباله را ۳ دلار بیشتر از قیمت خرید می‌فروخت.

 

لوید بلنکفاین در استادیوم تنقلات می‌فروخت

lloyd blankfein sold snacks at yankee stadium

لوید بلنکفاین که سمت مدیرعاملی شرکت تامین سرمایه‌ی گلدمن ساکس را بر عهده دارد، یکی از تأثیرگذارترین افراد وال‌استریت است. او هم راه موفقیت را از زمین خاکی (و البته بدون توپ پلاستیکی!) شروع کرد. طبق کتاب بیوگرافی‌اش "پول و قدرت: چگونه گلدمن ساکس به فرمانروایی رسید؟"، بلنکفاین در خانه‌های ارزان قیمت ساخت دولت در بروکلین نیویورک بزرگ شد و به عنوان اولین شغل خود در استادیوم یانکی‌های نیویورک تنقلات می‌فروخت.

 

ریچارد برانسون تکثیر کننده‌ی آماتور پرنده بود

richard branson was abreeder

برانسون، موسس میلیاردر گروه ویرجین، از همان روز اول برای خودش کار می‌کرد. طبق پستی در لینکداین، برانسون در سن ۱۱ سالگی به همراه بهترین دوستش نیک پاول شروع به پرورش طوطی‌سانان کردند تا آن‌ها را به همکلاسی‌هایشان بفروشند. پرنده‌ها سریع‌تر از آن‌که بتوانند بفروشندشان تکثیر می‌شدند، پس آن‌ها مجبور شدند شانس خود را در بازار دیگری بیازمایند. از آنجا که کریسمس نزدیک بود، آن‌ها درختان صنوبر کوچکی خریده، امیدوار بودند وقتی درخت‌ها بزرگ شدند با فروش آن‌ها پول خوبی به جیب بزنند. اما متاسفانه تعدادی خرگوش‌ درخت‌ها را قبل از بزرگ شدن خوردند!

 

مریسا میر در یک خواربارفروشی کار می‌کرد

marissa mayer was a grocery store clerk

مریسا میر، مدیرعامل یاهو، در مصاحبه با فورچون می‌گوید زمانی که ۱۶ سال سن داشته، به عنوان شغل تابستانی در فروشگاهی در ویسکانسین فروشندگی می‌کرده است. او در ادامه می‌گوید آنجا بود که برای اولین بار ارزش اخلاق کاری را خودش به چشم دیده است. همچنین این شغل به او چیزهای زیادی راجع به اقتصاد خانواده، مبادلات تجاری روزانه‌ی افراد و سبک سنگین کردن ارزش خرید یاد داده است.

 

بث کامستاک در کارخانه‌ی تولید لوازم آشپزخانه کار می‌کرد

beth comstock worked in a rubbermaid factory

کامستاک مدیر ارشد بازاریابی جنرال الکتریک است و بر ایجاد سرویس استریم ویدئوی هولو (Hulu) نیز نظارت داشته است. اما قبل از اینکه وارد دنیای حرفه‌ای شود، در کارخانه‌ی رابرمید که وسایل آشپزخانه تولید می‌کند، ارزش کار سخت را آموخت.

او در یک پست لینکداین توضیح می‌دهد که تابستان بعد از سال اول کالج، برای فاصله گرفتن از محیط آکادمیک و استراحت از کار دانشگاهی، به عنوان شغل تابستانی این کار را انتخاب کرد؛ اما تا به خودش آمد دید که در این کار غرق شده است. او هنوز هم به اینکه به واسطه‌ی شغل اولش نحوه‌ی کار کردن گروهی برای غلبه بر دوران سخت کاری را آموخته است افتخار می‌کند.

 

کت کول پیشخدمت رستوران‌ بود

2T Full Women s Biz Forum 1

قبل از اینکه کول رئیس فروشگاه‌های زنجیره‌ای کیک و شیرینی سینابون شود، ۱۵ سال در رستوران‌های هوترز کار می‌کرد. کولز در ۱۷ سالگی به عنوان یک پیشخدمت معمولی در رستوران‌های زنجیره‌ای هوترز (که ملاکش برای استخدام افراد ظاهر آن‌ها است) شروع به کار کرد، اما با گذشت زمان نشان داد که قابلیت‌هایی فراتر از یک پیشخدمت ساده دارد و بالاخره در ۲۶ سالگی به مقام معاون ریاست رسید.

به گزارش فورچون، او بیشتر دهه‌ی سوم زندگی خود را صرف آموزش کارمندان و مدیران کرده است.

 

وارن بافت روزنامه فروش بود

warren buffett was a paperboy

بافِت از زمان کودکی به پول درآوردن و پس انداز کردن علاقه داشت. امروز، بنا به گزارش فوربز، رئیس و مدیر عامل برکشایر هاتاوی ۶۱.۲ میلیارد دلار سرمایه دارد که او را به یکی از ثروتمندترین افراد دنیا تبدیل می‌کند.

طبق بیوگرافی‌اش، بافت در سن ۱۳ سالگی صبح‌هایش را با رساندن روزنامه‌ی واشینگتن پست به مشترکین می‌گذراند. در همان سال، او ۱۲۰۰ دلار از پس‌اندازش را بر روی یک زمین کشاورزی ۴۰ جریبی سرمایه‌گذاری کرد.

 

اوباما بستنی می‌فروخت

president barack obama scooped ice cream

حتی رئیس جمهور آمریکا و یکی از قدرتمندترین رهبران حال حاضر جهان هم در نوجوانی شغل پاره وقت ساده‌ای داشته است.

به گزارش تایمز، اوبامای نوجوان اولین شغل خود را در بستنی فروشی زنجیره‌ای بسکین-رابینز در هونولولو پیدا کرد.

 

اپرا وینفری در فروشگاه مواد غذایی کار می‌کرد

oprah winfrey worked at a corner grocery store

امپراطوری رسانه‌ای اپرا وینفری او را به اولین زن سیاه‌پوست میلیاردر جهان تبدیل کرد. (طبق گزارش فوربز او ثروتی حدود ۳ میلیارد دلار دارد.) اما اپرا قبل از رسیدن به موقعیت فعلی، دوران کودکی سختی را گذرانده و با فقر دست و پنجه نرم می‌کرده است.

به گزارش فوربز اپرا هنگامی که در دوران نوجوانی با پدرش در نشویل زندگی می‌کرد، در یک فروشگاه مواد غذایی، درست کنار آرایشگاه پدرش، مشغول به کار بوده است.

 

مایکل دل در رستوران ظرف می‌شست

michael dell washed dishes

مایکل دل، بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت دل، از روزهای اوج و دوران شکوفایی PC استفاده کرد و به قدرت رسید. امروز ثروتِ وی حدود ۱۸.۷ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود.

اما قبل از اینکه دل به پر و بال گرفتن صنعت کامپیوترهای شخصی کمک کند، بنا به بیوگرافی‌اش، به عنوان اولین شغل در سن ۱۲ سالگی در یک رستوران‎‌ چینی ظرف می‌شست.

 

دیوید مورداک در پمپ بنزین کار می‌کرد

david murdock pumped gas

مورداک، رئیس و مدیر عامل ۹۱ ساله‌ی صنایع غذایی Dole، شرکتش را به بزرگ‌ترین تولید کننده و فروشنده‌ی میوه و سبزیجات در سطح جهان تبدیل کرد. او که امروزه ثروتی حدود ۲.۹ میلیارد دلار دارد، دوران کودکی را با فقر گذرانده و تحصیل در دبیرستان را کنار گذاشت.

بعد از ترک تحصیل، مورداک در یک پمپ بنزین کار می‌کرد تا اینکه در سال ۱۹۴۳ به عنوان سرباز وظیفه به ارتش پیوست.

 

جکی زنر در مسابقات هاکی هات داگ می‌فروخت

sddefault

زنر مدیرعامل شرکت خیریه‌ی Women Moving Millions است و در سال ۱۹۹۶ موفق شد تا اولین زنی باشد که شریک تجاری گلدمن ساکس لقب می‌گیرد.

او دوران نوجوانی خود را با فروش تنقلات در مسابقات هاکی استادیوم محل زندگی‌شان در کانادا می‌گذراند. خود او در پستی در لینکداین می‌گوید که اداره‌ی یک دکه‌ی شلوغ و انجام سریع معاملات، بهترین تمرین برای انجام معاملات در طبقه‌ی تجاری وال استریت است.

 

تی. بون پیکنز روزنامه به دست مشترکان می‌رساند

t boone pickens delivered newspapers

پیکنز که رئیس شرکت پوشش سرمایه‌ی BP است، شم اقتصادی تهاجمی خود را در سنین نوجوانی نشان داد.

درست مثل وارن بافت، پیکنز هم روزنامه‌ رسان بود. در سن ۱۲ سالگی با از میدان به در کردن رقبا توانست تعداد خانه‌های تحت پوشش خود را از ۲۸ به ۱۵۶ افزایش دهد. او می‌گوید این کار ارزش گسترش کسب و کار از طریق خریدن شرکت‌های رقیب را به او آموخت.

 

جف بزوس در مک دونالدز همبرگر درست می‌کرد

Jeff BezosCEO Amazon

بر اساس کتاب "فرصت طلایی: مشاغل قابل توجهی که در مک دونالدز شروع شدند" موسس و مدیرعامل آمازون، غول خرده فروشی‌های اینترنی، اولین کارش (که شغلی تابستانی بود) را با کباب کردن همبرگر در آشپزخانه‌های مک دونالدز به دست آورد.

بزوس می‌گوید:

"چالش برانگیزترین چیز ادامه به کار با سرعت مناسب در زمان شلوغی بود. مدیر مک دونالدز ما عالی بود. نوجوانان زیادی زیر دست او کار می‌کردند و او همه‌ی ما را حتی هنگام خوش گذراندن و تفریح متمرکز بر روی کار نگه می‌داشت."

 

دونالد ترامپ بطری خالی جمع می‌کرد

donald trump collected bottles

دونالد ترامپ میلیاردر، غول بازار املاک و مسکن و شخصیت جنجالی این روزهای دنیای سیاست، هرچند در خانواده‌ای ثروتمند بزرگ شد اما پدرش همواره می‌خواست ارزش پول را به او بفهماند.

وقتی که کودک بود پدرش او و برادرش را به محل ساخت و ساز املاک می‌برد و مجبورشان می‌کرد تا بطری‌های خالی نوشابه را جمع کرده و با پس دادن آن‌ها پول جمع کنند. او می‌گوید از این راه پول چندانی عایدش نمی‌شد، اما این کار به او آموخت که برای پول درآوردن باید کار کرد.

 

مایکل بلومبرگ ماشین پارک می‌کرد

michael bloomberg was a parking lot attendant

شهردار سابق نیویورک که حالا ثروتی تقریباً برابر با ۳۸.۱ میلیارد دلار دارد؛ از یک خانواده‌ی طبقه‌ی متوسط می‌آید.

او هنگامی که در دانشگاه جان هاپکینزدانشجو بود، به عنوان خدمه‌ی پارکینگ کار می‌کرد تا بتواند از عهده‌ی بازپرداخت وام کمک درسی خود برآید.

 

مادلین آلبرایت لباس زیر می‌فروخت

madeline albright sold bras

آلبرایت اولین زنی بود که توانست به مقام وزارت امور خارجه‌ی آمریکا دست پیدا کند. طبق بیوگرافی‌اش خانواده‌ی ضد شوروی او از طرف حزب کمونیست در خطر بودند و به همین دلیل به عنوان پناهنده‌ی سیاسی از چکسلواکی به آمریکا پناه آورده بودند.

در مصاحبه با فوربز می‌گوید که اولین شغل او فروش لباس زیر در یک فروشگاه در دنور بوده است. او همچنین می‌گوید با وجود اینکه تقریباً درآمدی نداشت، اما این شغل به او آموخت که چگونه در شرایط سخت با مردم برخورد کند.

 

چارلز شواب گردو و مرغ می‌فروخت

chuck schwab sold walnuts and chickens

شواب، بنیان‌گذار شرکت کارگزاری و بانکی چارلز شواب، طبق اطلاعات فوربز ثروتی حدود ۶ میلیارد دلار دارد. او در مصاحبه با مجله‌ی فارق التحصیلان دانشگاه استنفورد می‌گوید از سنین جوانی روحیه‌ی کارآفرینی داشته است.

شواب در یک خانواده‌ی متوسط در ساکرامنتوی کالیفرنیا بزرگ شد. وقتی بچه بود گردو بسته بندی می‌کرد و می‌فروخت و در حیاط پشتی خانه شان مرغ پرورش می‌داد.





نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها : افراد موفق، اولین شغل افراد موفق، اوبامای بستنی فروش، موفقیت، شغل اولیه انسان های موفق،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 20 مهر 1394

برای بالا بردن امکان موفقیت زندگی زناشویی، یکی از مسائل مهم، هنگام ازدواج، شناخت طرفین از یکدیگر است. مهم ترین گام در این مرحله، پیش از مشاوره با یک روان شناس مجرب، پرسش هایی است که دو طرف از یکدیگر می پرسند.

در ادامه ی مطلب، ملک محمد، کارشناس ارشد روان شناسی، با طبقه بندی شش موضوع، به مهم ترین پرسش های پیش از ازدواج اشاره می کند...

بسیاری از افراد تصور می کنند ازدواجشان حتما با موفقیت مواجه خواهد شد و در زندگی مشترکشان با هیچ موضوع چالش برانگیزی مواجه نخواهد شد درحالی که بدون شناخت طرفین از هم دراین مرحله، امکان موفقیت در زندگی زناشویی بسیار کم است. یکی از مهم ترین گام های این مرحله، پرسش هایی است که افراد از یکدیگر می کنند. ما در اینجا به مهم ترین پرسش ها اشاره و بر این نکته تأکید می کنیم که این پرسش ها تنها گامی است برای درست شناختن فرد مقابل. یکی از مراحل بسیار مهم که بعد از پرسش ها و شناخت طرف مقابل باید صورت بگیرد، مشاوره با یک روان شناس مجرب در این زمینه است تا هم با کمک او این شناخت افزایش یابد و هم در صورتی که این پرسش ها تردیدی در ما ایجاد کرده، بتوانیم با او در میان بگذاریم و کمک بگیریم.

نکته دیگر اینکه همه سؤالات برای دختر و پسر مشترک است، به جز سؤالاتی که در مقابلشان نوشته شده که مخصوص دختران یا پسران است.
 

اولین سوال مهم قبل از ازدواج : برنامه ریزی برای آینده
برنامه آینده تان، هم در زمینه کاری و هم در زمینه تحصیلی چیست؟
چقدر از زمانتان را می توانید صرف خانواده تان کنید، به این معنا که چه موقعی در خانه حضور دارید و چقدر می توانید مرخصی بگیرید و تعطیلات داشته باشید؟
بعد از ازدواج در کجا زندگی خواهیم کرد؟
کارهای عادی و روزمره که از همدیگر انتظار داریم انجام دهیم، چیست؟
آیا شما به بچه علاقه مند هستید؟ اگر جوابتان مثبت است، به نظرتان چند مدت بعد از ازدواج این اتفاق مناسب است و به نظرتان چند بچه کافی است؟ (توجه: در اولویت بندی سؤالات، این سؤال جزو سؤالات با اولویت آخر است؛ به این معنا که بعد از جلسه سوم آشنایی و نزدیک شدن به توافق نهایی،این سؤال پرسیده شود)


دومین سوال مهم قبل از ازدواج : مسائل مالی
در حال حاضر هر ماه تقریباً چقدر درآمد دارید؟ (توجه: در صورتی که دختر هستید، این سؤال را حتماً از خواستگارتان بپرسید و اگر پسر هستید و دختری که به خواستگاری اش رفته اید دارای شغل است، با احتیاط این سؤال را بپرسید تا این شبهه برای او ایجاد نشود که شما به خاطر اینکه او شاغل است و درآمدی دارد، به خواستگاری اش رفته اید)
چه کسی مسئول هزینه های امور خانه است؟
آیا هردویمان باید کار کنیم؟
به نظر شما، در حال حاضر هزینه مطلوب و واقعی برای یک خانواده دو نفره چقدر است؟
چند درصد از درآمدتان را می خواهید برای زندگی مشترک خرج کنید و چند درصد را پس انداز می کنید؟ (توجه: این سؤال را به طور خاص باید پسران از دخترانی که شاغل هستند بپرسند)
به نظر شما، درآمدهای ما باید با هم یک جا باشند و یا اینکه باید جدا جدا باشند؟
با توجه به درآمد ماهانه مان، هدف نهایی تان برای مسائل اقتصادی چیست؟ و چه موقع انتظار دارید که به آنها دست یابید؟ با چه ابزاری و از طریق چه نوع تلاش هایی؟
اولویت های اقتصادی تان در زندگی مشترک چیست؟
اگر هر یک از ما کارمان را از دست بدهیم، چه کار باید بکنیم؟
 

سومین سوال مهم قبل از ازدواج : ارتباط
آیا عادت دارید که بعد از بروز مشکل درموردش صحبت کنید یا در فکر فرو می روید؟
به نظر شما ارتباط مناسب همسران باید چگونه باشد؟
آیا شما حاضرید که در صورت به وجود آمدن اختلافی که خودمان قادر به حل درست آن نیستیم، نزدمشاور برویم؟

چهارمین سوال مهم قبل از ازدواج : خلق وخو
شما استرستان را چطور کنترل می کنید و با بحران هایی که به ناگهان در زندگی ایجاد می شوند، چگونه مواجه می شوید؟ آیا به ناگهان منفجر می شوید یا به عقب برمی گردید و با خونسردی به مسئله نزدیک می شوید یا بین این دو؟
 

پنجمین سوال مهم قبل از ازدواج : پزشکی و بهداشتی
(توجه: سؤالات مربوط به این قسمت، تنها بعد از جلسه سوم آشنایی و مناسب بودن همه شرایط دیگر، برای ازدواج و نزدیک شدن به توافق نهایی باید پرسیده شود و پیش از این هنگام نباید پرسیده شود و در صورت پرسیده شدن توسط فرد مقابل نباید پاسخ داده شود)
آیا در خانواده تان مشکل حاد بیماری وجود داشته است؟
آیا شما خودتان دچار بیماری خاصی هستید یا اینکه سابقه بیماری سختی را داشته اید؟
آیا شما سیگار می کشید؟
آیا شما حاضر هستید پیش از ازدواج، هر یک از ما برای بیماری های منتقل شونده از راه جنسی مورد معاینه قرار بگیریم و آزمایش بدهیم؟
 

ششمین سوال مهم قبل از ازدواج : مراسم ازدواج
(توجه: سؤالات مربوط به مراسم ازدواج جزو آخرین سؤالاتی است که پس از توافق نهایی باید پرسیده شود و پیش از این زمان نیازی به پرسیدن نیست)
به نظر شما مراسم ازدواج چگونه باید باشد؟
چقدر هزینه برای این مراسم صرف کنیم؟
چند نفر برای این مراسم دعوت شوند؟
چه کسی مسئول سازمان دهی این مراسم است؟






نوع مطلب : مطالب آموزنده، 
برچسب ها : 6 سوال مهم قبل از ازدواج، سوالات مراسم خواستگاری، سوالات مهم ازدواج، سوالات اساسی قبل از ازدواج،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 خرداد 1394
asha-309-گوشی-نوکیاخیلی از ما تلفن همراه را با نوکیا شناختیم. اوایل دهه ۷۰ بود که گفتند تلفن هایی آمده که همیشه همراهت هست و هر جا که خواستی می توانی با دیگران تماس بگیری و هر جا که باشی می توانند با شما تماس بگیرند.به گزارش برترین ها ، خوب یادمان می آید که در آن گوشی هایی که بعدها به پاره آجر معروف شد، نام NOKIA می درخشید. برای سال ها این برند یکه تاز بازار ایران و جهان بود و خیلی ها فکر می کردند موبایل یعنی نوکیا.اما چند سال پیش بود که سامسونگ و اپل وارد بازار شدند و در نهایت چند وقت پیش بود که نوکیا اعلام کرد بخش تولید گوشی های تلفن اش را به مایکروسافت فروخته؛ آن هم با رقم ناچیز ۷.۱۲ میلیارد دلار.در ابتدای هزاره سوم، بنا بر اعلام مجله فوربس، این برند ۲۵۰ میلیارد دلار می ارزید و جزو سه شرکت پر ارزش دنیا بود اما چه شد که ظرف سیزده سال اینچنین افول و بعد شکستی را به خود دید؟ بررسی دلایل این ناکامی، شاید بتواند درسی باشد برای بسیاری از مدیران،صاحبان شرکت ها و کارشناسان برندینگ. در این پرونده سعی می کنیم به برخی از این دلایل بپردازیم و برخی نگاه ها در این زمینه را ارائه کنیم.
 
۵ اشتباه استراتژیک نوکیا ،فهمیدن اینکه نوکیا برای چه ناگهان شکست خورد، کار آسانی نیست؛ که اگر آسان بود بی شک کارشناسان بازاریابی و برندینگ نوکیا که خود جزو نخبه های این رشته هستند، متوجه می شدند و جلوی این شکست را می گرفتند اما از آنجا که همیشه تفسیر یک شکست پس از اتفاق افتادن راحت تر است تا پیش بینی آن، امروز بسیاری از کارشناسان دلایلی را برای این شکست مطرح می کنند. آنها پنج دلیلی که نوکیا را از تخت پادشاهی به زیر کشید، کندی، انتخاب بازار هدف اشتباه، تاکید زیاد بر نوستالژی، ناتوانی در ارائه گوشی های سری وار و انتخاب اشتباه سیستم عامل می دانند.

  کندی

نوکیا در بازار گوشی های هوشمند اولین بود. این شرکت با معرفی سیستم عامل سیمبین در سال ۲۰۰۲، بسیاری را انگشت به دهان گذاشت و بسیاری از برندهای دیگر را از بازار به در کرد. ۵ سال پس از آن هم نوکیا برند شماره یک بازار بود اما در این سال، استیو جابز نبوغ خود را وارد بازار تلفن های همراه کرد و با معرفی iOS ورق را برگرداند. در واقع گوشی های استیو جابز برای اولین بار با تکنولوژی صفحات لمسی چند نقطه ای و سیستم بازار قدرتمند، تعریف دیگری از گوشی های تلفن همراه ارائه دادند.نوکیا این اتفاق را فهمیده بود و حتی این تکنولوژی ها چند سال زودتر در آزمایشگاه های نوکیا تست شده بود، اما غرور و فروش خوب نوکیا، آنها را دچار اشتباه کرد که همه چیز خوب پیش می رود و چهار سال گذشت تا نوکیا فهمید سیستم عامل سیمبین جوابگوی پیشرفت های روز نیست. سریع دست به کار شد و پای ویندوز را به گوشی های خود باز کرد اما دیگر دیر شده بود و سامسونگ و اپل، جایگاه نوکیا را گرفته بودند و آب رفته سخت است که دوباره به جوی برگردد.

  انتخاب بازار هدف اشتباه

نه تنها نوکیا خیلی آهسته در بازار تلفن های همراه حرکت کرد، بلکه در پیش بینی آینده و بازاریابی هم چندان موفق نبود. قضیه از این قرار بود که وقتی نوکیا در بازار تلفن های هوشمند چندان خوب عمل نکرد، تصمیم گرفت تمام توانش را در بازار تلفن های همراه ارزان قیمت بگذارد، بازارهایی که تکنولوژی و مهارت چندانی احتیاج ندارد.نتیجه معلوم بود. در چنین بازارهای غیرتخصصی، شرکت های کوچک و تازه تاسیس همیشه بهتر عمل می کنند چون هزینه تمام شده محصول برایشان کمتر است. از همین رو بود که شرکت های نه چندان مطرحی همچون هوآوی و ZTE توانستند نوکیا را شکست دهند.

تاکید زیاد بر نوستالژی

شکی نیست که گوشی های نوکیا با آن بازی «مار» و آهنگ منحصر به فردش حس نوستالژیک خیلی ها را برمی انگیزاند اما بعضی مواقع تاکید بیش از حد بر نوستالژی هم زیاد کارآمد نیست و حتی باعث شکست می شود. در بازارهایی که تکنولوژی حرف اول را می زند، اگر بیش از اندازه بر این مشخصه تاکید کنید، حس کهنه بودن به مشتری تان دست می دهد و فکر می کند با خرید این برند، چیزی از نوآوری های روز را از دست داده است. نوکیا آنقدر به نوستالژی ای اش می نازید که یادش رفت باید نوآوری هم داشته باشد.

ناتوانی در ارائه گوشی های سری وار

چند وقت دیگر قرار است آیفون شش به بازار بیاید و سامسونگ هم با گلکسی اش دارد کولاک می کند و تقریبا همه منتظر آمدن سری جدید این مدل هستند اما یادتان می آید که آخرین گوشی نوکیا که همچون سریال های تلویزیون ادامه دار بود کدام است؟در واقع سری سازی ذهن، باعث می شود که مشتری همواره در تب و تاب باقی بماند و تا محصول جدید معرفی می شود، آن را خریداری کند اما نوکیا با اینکه توانست با گوشی های سری ۶ خود این کار را انجام دهد اما گیج زدنش در بازار و اینکه دقیقا نمی دانست باید چه محصولی ارائه کند، باعث شد این عامل مهم بازاریابی را از دست بدهد.همه می دانند که آیفون ۶ وقتی می آید، کلی امکانات جدید به آن قرار است اضافه شود و این تقریبا یک عادت ذهنی شده. مثلا اضافه شدن حسگر اثر انگشت به این گوشی ها خود یک تب جدید ایجاد کرد. بهتر از همه در این بازار، آیفون عمل می کند که سیستم تولید پله ای اش را به خوبی اجرا می کند و مشتری برای خریدن بهترین محصول این کمپانی اصلا گیج نمی شود. شما می دانید بهترین محصول آیفون امروز سری پنج است اما بهترین محصول نوکیا کدام است؟ سری لومیا؟ یا سری X که تازه معرفی کرده؟ و کدامین مدل اش؟

اشتباه در انتخاب سیستم های عامل

سیمبین سیستم عاملی با پلت فرمی قدیمی بود که نمی توانست نیازهای بازار را جواب دهد اما وقتی نوکیا سراغ ویندوزفون رفت، این سیستم عامل هم چندان محبوب نبود و امتحانش را پس نداده بود. سامسونگ در این رابطه خیلی خوب عمل کرد و در ابتدا سعی داشت سیستم عامل Bada را پیش ببرد اما خیلی زود فهمید که آینده از آن اندروید است و اگرچه برایش سخت بود اما دستش را به سوی گوگل دراز کرد و از بلندپروازی اش دست کشید اما نوکیا ویندوز را، آن هم خیلی دیر، انتخاب کرد و نتیجه اش این شد که آخر سر مجبور شد قدیمی ترین برند تلفن همراه را به مایکروسافت با مبلغی ناچیز واگذار کند.


برگرفته از سایت www.modir.biz




نوع مطلب : علمی، عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394
به گزارش "ورزش سه"، تراکتورسازی که سال گذشته اولین قهرمانی عمر فوتبالش را با کسب عنوان قهرمانی جام‌حذفی به دست آورد، بعد از 6 تیم دیگری که از آنها یاد می‌ کنیم، قهرمانی در لیگ را به دست می‌ آورد.

در تاریخ لیگ ایران، این تیم ها قهرمانی را به دست آورده اند.

1. 1349: تاج تهران

2. 1350: پرسپولیس تهران

3. 1352: پرسپولیس تهران ـ قهرمانی دوم


4. 1353: تاج تهران ـ قهرمانی دوم

5. 1354: پرسپولیس تهران ـ قهرمانی سوم

6. 1355: پاس تهران

7. 1356: پاس تهران ـ قهرمانی دوم

8. 1368: استقلال ـ قهرمانی سوم

9. 1370 ـ پاس تهران ـ قهرمانی سوم

10. 1371: پاس تهران ـ قهرمانی چهارم


11. 1372: سایپا تهران

12. 1373: سایپا تهران ـ قهرمانی دوم


13. 1374: پرسپولیس تهران ـ قهرمانی چهارم

14. 1375: پرسپولیس تهران ـ قهرمانی پنجم

15. 1376: استقلال ـ قهرمانی چهارم

16. 1377: پرسپولیس ـ قهرمانی ششم

17. 1378: پرسپولیس ـ قهرمانی هفتم

18. 1379: استقلال ـ قهرمانی پنجم

19. 1380: پرسپولیس ـ قهرمانی هشتم

20. 1381: سپاهان

21. 1382: پاس تهران ـ قهرمانی پنجم

22. 1383: فولادخوزستان

23. 1384: استقلال ـ قهرمانی ششم

24. 1385: سایپا ـ قهرمانی سوم

25. 1386: پرسپولیس ـ قهرمانی نهم

26. 1387: استقلال ـ قهرمانی هفتم

27. 1388: سپاهان ـ قهرمانی دوم

28. 1389: سپاهان ـ قهرمانی سوم

29. 1390: سپاهان ـ قهرمانی چهارم


30. 1391: استقلال ـ قهرمانی هشتم

31. 1392: فولاد ـ قهرمانی دوم

32. 1393 ـ ؟

آمار مجموع

1. پرسپولیس 9 قهرمانی

2. استقلال 8 قهرمانی

3. پاس 5 قهرمانی

4. سپاهان 4 قهرمانی

5. سایپا 3 قهرمانی

6. فولاد 2 قهرمانی

* جذابیت عملکرد تراکتورسازی و احیانا نفت برای قهرمانی در این است که تیم های بزرگی مثل ذوب‌آهن، ملوان، ابومسلم، برق شیراز، پیکان تهران، نفت آبادان، صبا و ... هیچ وقت قهرمان لیگ نشده اند.



نوع مطلب : ورزشی، 
برچسب ها : نفت تهران، ترکتورسازی، قهرمان لیگ 93-94، سپاهان، فولاد، ذوب آهن، تعداد قهرمانی ها،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394


( کل صفحات : 25 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی